السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

135

جواهر البلاغة ( فارسى )

بحث چهارم دربارهء مجاز مفرد بالاستعاره است . [ استعارهء مفرده ] پيش‌درآمد قبلا گفته شد كه : تشبيه نخستين شيوه‌اى است كه طبيعت انسان به آن راه مىيابد براى اين‌كه چيزى را كه مخاطب نمىداند آشكار سازد به وسيلهء ذكركردن چيز ديگرى كه پيش مخاطب شناخته شده است تا مخاطب چيز مجهول را با آن معلوم قياس كند . و از اين نظريهء ديگرى در ساختارهاى كلام پديد آمده است كه در آن تركيب‌ها ، تو فقط ذكر مشبّه‌به را مىبينى و اين استعاره ناميده مىشود . و قد جاءت هذه التراكيب المشتملة على الاستعارة أبلغ من تراكيب التشبيه و أشدّ وقعا فى نفس المخاطب ، لأنّه كلمّا كانت داعية الى التّحليق فى سماء الخيال كان وقعها فى النّفس أشدّ و منزلتها فى البلاغة أعلى و ما يبتكره أمراء الكلام من أنواع صور الإستعارة البديعة الّتى تأخذ بمجامع الأفئدة و تملك على القارئ و السامع لبّهما و عواطفهما هو سرّ بلاغة الاستعارة . و اين تركيب‌هايى كه داراى استعاره است از تركيب‌هاى داراى تشبيه بليغ‌تر است و استوارتر در جان مخاطب مىنشيند . براى اين‌كه استعاره هرگاه به پروازكردن در آسمان خيال دعوت كند نفوذش در جان ژرفتر و موقعيت آن در بلاغت بالاتر مىگردد . و آنچه پيشوايان سخن از انواع شكل‌هاى استعارهء نوين به گونه‌اى ابتكارى پديد مىآورند كه كانون دلها را مىربايد و خرد و عواطف خواننده و شنونده را تسخير مىكند ، راز بلاغت استعاره است . فمن الصّور المجملة الّتى عليها طابع الابتكار و روعة الجمال قول شاعر الحماسة : از شكل‌هاى زيبايى كه نشان ابتكار و گيرايى جمال را داراست سخن شاعر [ ديوان ] حماسه است : قوم إذا الشر أبدى ناجذيه لهم * طاروا اليه زرافات و وحدانا « 1 » آنان قومى هستند كه هرگاه شرّ دوناب ( دو نيش دندانهاى جلو ) خويش را ظاهر

--> ( 1 ) - اين شعر از قريظ بن انيف است . نگاه كنيد به البلاغة الواضحة ، ص 89 ؛ و علم البيان ، ص 190 ( مترجم )